** محمدصالح عزیزمون*** محمدصالح عزیزمون*، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 13 روز سن داره

♥ مطلع عشق ♥

+++ پاییز خانم خوش آمد +++

    هو العاشق خدا هم عاشقه قربونش برم........... مگه میشه پاییز بیاد و عاشقا دوباره زنده نشن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بله به نظر من تو فصل پاییز و زمستون هست که اونایی عاشقن دوباره جون میگیرن و زنده میشن، مثل ماااااااااااا.................. اول این تصویر زیبا روببینید، یه جورایی منو یاد کبود وال استان گلستان انداخت            امروز اولین روز پاییز نیست، اما اولین بارون زیبای پاییزی توی تهران بارید وکلی زندمون کرد.... صبح زیبایی بود و هست، فک کن که این روز قشنگ با نون سنگک داغی که آقاییم خرید و با حلوا زرد و انگشت پیچ همدانیا و دمکرده ی بابونه با نبات.............
2 آبان 1391

+++ یه پیشنهاد خوب +++

بسمه........... [اَللّهُمَّ اِنّی اَرغَبُ اِلَیکَ، وَ اَشهَدُ بِالرُّبُوبِیَّةِ لَکَ]            سلام به همه ی عزیزا ن........... خوبید؟؟؟ سرحالید؟؟؟  روز همگی قشنگ باشه انشاء الله  سفر همدان زیبا بود و پرخاطره.................................. انشاءالله در پستهای بعدی مینویسم. اما الان میخوام اگه کسی میتونه پیشنهادهای خوب خوب بده بهم. من برا روز عرفه ی امسال دلم میخواد یه جای توپ باشم که کلی حال معنوی توش باشه, خودم پیشنهاد دانشگاه امام صادق(ع)- چون جوون پسنده- و گلزار شهدا و کنار مزار شهید مخصوصمون و قم و حرم حضرت معصومه(س) رو تو ذهنم دا...
30 مهر 1391

برای همسرم

بسم الله الرحمن الرحیم فردا سالروز ازدواج آسمانی ترین زوج جهانه. حرفی به ذهنم نرسید که بنویسم. فقط دوست داشتم این روز بزرگ رو تو این فرصت و از این پنجره به همسرم تبریک بگم و از خدا بخوام که ما رو هر چقدر که می شه و ما لیاقت داریم، شبیه اونا کنه. انشا الله که بتونم همسری که بانو حضرت زهرا (علیها سلام) به من دادن رو خوشبخت کنم؛ با مدد از مولا علی (علیه السلام)                                  ...
25 مهر 1391

+++ اشتیاق دیدار +++

سلام خدای عزیزم( خیییییییییییییلی.......) صلی الله علیک یا علی بن موسی الرضا، روحی فداک یا مولا.................... امروز روز خیلی قشنگی هست و شکر خدای مهربون خیلی شادیم، به خاطر خیلی چیزا منو عزیزم  فردا داریم میریم قم و بعد از زیارت بانوی کریمه، حرکت میکنیم به سمت مشهد برای ما همیشه این ٢ تا زیارت آخر عشق و نشاط و سفر و.... بوده، خدایا ممنونتم که بهمون توفیق دادی و امام رضای عزیزم ما رو طلبید................... ما انشاءالله روز زیارتی مخصوص آقا مشهدیم، سال قبل هم این روزو مشهد بودیم، نائب الزیاره ی همه هستیم.. این از مهمترین علت شادیمون، اما دیشب هم کلی به عمل صالح آقاییم خندیدم دیروز سال خمسی ما بود ...
16 مهر 1391

++ هوای حوصله ام غمگین است ++

سلام خدای زیبا و مهربونم.......... سلام به هوای دل گرفته ی این روزهای کرب و بلا.... سلام به نوای زیبای« امیری حسین و نعم الامیر».......... هوای حوصله ام بدجوری ابری شده...... از چی و از کی............ اما من میخوام برسونمش کرب وبلا، برسونمش و بهش بگم که وقتی پای احساسش به کرب و بلا رسید خودشو رها کنه روی اون خاک و های های گریه کنه و زار بزنه........ بگه که چه سخته، به این روزا که میرسیم دلمونو توی قفس تن زندونی کنیم و نذاریم پر بکشه تا گودی قتلگاه.......... چه زود قسمت حرفهایم به گودی رسید........ وای بر من............ چه زود پای حرفهایم به حریم غمناک حضرت مولا«عج» رسید...
12 مهر 1391